7. آیا وسایل از اهداف مستقل هستند؟
بعضی از فعالان سیاسی معتقد هستند که رسیدن به هدف، هر وسیلهای را توجیه میکند. آنها بیخشونتیِ افرادی را که تاکید زیادی روی پاکی وسیلههایشان دارند، به عنوان عملی «نمادین» و عمل خود را «حقیقی» مینامند. به قول پلتون (Pelton) چیزی که آنها سعی در انجاماش دارند، این است که «ادعا کنند "اخلاقگرایان-وسیله-و-هدف" با دنیای عمل بیگانهاند و بیعملان منفعلاند». (پلتون، 1274، ص 252). نه تنها این موضوع صحیح نیست، بلکه این حرف برخی از مسائل فلسفی مهمی را که در هر ادراکی به اهمیت نسبی میان وسایل و اهداف وجود دارد را نادیده میگیرد.
بعضی فعالان تصدیق میکنند که به خوبی میتوان اثبات کرد که بیخشونتی، بهترین وسیله برای رسیدن به اهداف مورد نظر است. دیگران، به سادگی، بیخشونتی را در زمینههایی معین آخرین راه مبارزه میدانند. ساول آلینسکی (Saul Alinsky)، فعال اجتماعی آمریکایی، حتی تا آنجا پیشرفته بود که ادعا کند:
«اگر گاندی اسلحه داشت، و مردمی که از آنها استفاده کنند، این راهها آن گونه هم که دنیا فکر میکند از سوی وی رد نمیشد. اگر او تفنگ داشت، شاید از آنها در یک انقلاب مسلحانه علیه انگلستان استفاده میکرد که میتوانست نوعی از انقلاب آزادیخواهانه و سنتی از طریق زور باشد. گاندی تفنگ نداشت و اگر تفنگ هم میداشت مردمی را که از آنها استفاده کنند نداشت.» (آلینسکی، 1972. صص 38 و 39)
آلینسکی کنار گذاشتن بیخشونتی ایدئولوژیک از سوی خود را با اشارهکردن به اینکه «وسایل و اهداف از نظر کیفی بسیار نزدیک هستند، تا آنجا که سوال اصلی هیچگاه این ضربالمثل معروف که؛ "آیا هدف وسیله را توجیه میکند؟" نبودهاست، بلکه همیشه این بوده است که "آیا هدفی خاص، وسایل خاص رسیدن به آن را توجیه میکند؟" (آلینسکی، 1972، ص 47).
اما آلینسکی این واقعیت را نادیده گرفته است که اهدافی که گاندی به دنبال آنها بود، از آزادسازی هند از سلطه انگلستان و تغییر بالقوه استثمارگران به افراد بومی بسیار فراتر بودهاند. هدف نهایی گاندی ایجاد جامعهای صلحجو و عادل بودهاست، هندی جدید و هندیای جدید.
آلدوس هاکسلی (Aldous Huxley) ادعا کرد «اهداف خوب... فقط میتوانند با بهکاربردن ابزارهای مناسب به دستآیند» و اینکه «هدف وسیله را توجیه نمیکند، به این دلیل ساده که وسایل به کار بردهشده، تعیینکننده طبیعت اهداف ایجادشده هستند» (هاکسلی، 1938، ص 9) در ادامه و در تناسب با نظر هاکسلی گاندی ادامه داده که «وسایل را میتوان به بذر تشبیهکرد، هدف را به درخت: و همان ارتباط مقدسی بین وسایل و اهداف وجود دارد که بین بذر و درخت» (گاندی، 1961، ص 10). وی اضافه کرده: «گفتهاند "وسیله در نهایت، یک وسیله است"، من میگویم، "وسیله در نهایت، همه چیز است"، همانقدر که وسایل مهم هستند اهداف نیز به همان مقدار اهمیت دارند. هیچ دیوار جدا کنندهای بین وسایل و اهداف وجود ندارد (هند جوان، 17 جولای 1924). و «اگر کسی در انتخاب وسایل دقیق باشد، اهداف خود به خود درست خواهند بود » (Harijan، یازدهم فوریه 1939).
هاکسلی خاطرنشان میکند که گرایش عمومی به باور وجود راههای میانبر برای رسیدن به مدینه فاضله، باعث میشود در برخورد با وسایلی «که تقریبا با اطمینان کامل، از ناپسندبودن آنها آگاه هستیم» کمتر خونسردی خود را از دست دهیم. وی با ذکر گفته مشهور توماس کمپیس، «همه انسانها آرزومند صلحاند. اما تعداد کمی از آنها آرزومند چیزهایی هستند که صلح را بوجود میآورند.»، اضافه میکند "موضوعی که باعث صلح میشود، پیش از هر چیز، کاربرد و تمرین اصولیِ بیخشونتی در تمام روابط انسانی است.» (هاکسلی، 1938، ص.138 ). این وسیلهای ابتدایی برای هدفی والا نیز هست. هاکسلی، با صدای گاندی، اظهار میکند:
اگر خشونت با خشونت پاسخ دادهشود، نتیجه، کشمکشی فیزیکی است. کشمکش فیزیکی به ناچار در ذهن کسانی که مستقیم یا حتی غیرمستقیم درگیر آن هستند، احساساتی مثل کینه، ترس، خشم و رنجش برمیانگیزد. در گرماگرم نبرد، وجدان به باد میرود و عادات خوبی مانند شکیبایی و انسانیت، که آرام و دشوار در طول نسلها زندگی مدنی شکل گرفتهبودند، فراموش میشوند. دیگر چیزی جز پیروزی اهمیت ندارد. و در نهایت، هنگامی که پیروزی برای یک حزب، یا برای حزب مقابل، فرا میرسد، این محصول کشمکش فیزیکی، لزوما ربطی به درست یا غلط بودن مورد مناقشه ندارد به علاوه در بیشتر موارد باعث حل پایدار مناقشه نیز نخواهد شد. (هاکسلی، 1938، ص 139)
هاکسلی قانونی طلایی پیشنهاد میکند که باید هنگامی که اهداف و وسایل رسیدن به آنها انتخاب میشوند، در ذهن باشند: آیا نتیجه مورد نظر، دستیابی صرف به بعضی هدفهای آنی است، یا تغییر جامعه به جامعهای "اجتماعی، عادل، اخلاقی و از نظر فکری پویا، متشکل از مردان و زنان غیرپیوسته (non-attached) و مسوول" هدف نهایی است. (هاکسلی، 1938، ص 32)