6. کنش بدونخشونت در استرالیا
تاکتیکی و کاربردی
هنگامی که یک گروه درگیر کنش سیاسی میشود، بیخشونتی معمولا به عنوان وسیلهای برای رسیدن به هدف استفاده میشود. دیده شدهاست که بیخشونتی وسیلهای موثر برای امتیازگیری از رقبا است. بیخشونتیِ کاربردی، برای پی بردن افراد به قدرت خودشان برای تغییر روابط قدرت، اهمیت بیشتری قائل است تا کشف حقیقت. کنش بدونخشونت ممکن است به این دلیل که هیچ اسلحه یا اهرم قدرت دیگری موجود نیست یا حتی وقتی که اسلحههای دیگری هم موجود هستند به این دلیل که موثرترین وسیله در شرایط حاضر است انتخاب شود.
در استرالیا، مانند هرجای دیگری، حتی آشوبهای کوچک بوجودآمده در تظاهرات تمایل دارند که به مرکز توجه اخبار رسانهای تبدیل شوند که این جلوی هرگونه گفتگوی بامعنا درباره دلایل اصلی اعتراض را میگیرد. بههمیندلیل، این بحث مطرح میشود که، در موضوعات حقیقی، مطمئنترین روش برای بهدستآوردن حمایت عمومی، بخصوص در برابر سرکوب دولتی، بیخشونت ماندن است.
سلسله عملیات رودخانه فرانکلین (Franklin River)
قابل توجهترین سلسله عملیات در سالهای اخیر که کنش بیخشونتی را در معنای تاکتیکی-کاربردی به کار برده، سلسله عملیات رودخانه فرانکلین است. تصمیم به اجرای اقدامات بیخشونت در محلهای گوناگونی نزدیک مجتمع سد رودخانه گوردون (Gordon River) و در شهرهای اصلی استرالیا نمایانگر این بود که انجمن حیات وحش تاسمانی (Tasmanian Wilderness Society) که تلاش میکرد تا با لابیگری با مردم تاسمانی و دولت فدرال، به دولت فدرال فشار وارد کند، موفق نبوده است. تصمیم گرفتهشد تا از کنشهای مختلف بیخشونت، بخصوص مسدودکردن رودخانه گوردون (که فرانکلین شاخهای از آن است) به منظور افزایش آگاهی درباره موضوع و واردآوردن فشار بیشتر به احزاب پارلمانی فدرال در مسیر انتخابات فدرال 1983استفادهشود. درحقیقت، کنش بیخشونت به عنوان موثرترین وسیله برای دریافت امتیاز از دولت شناختهشدهبود. در این سلسله عملیات دیدگاههای بسیار متفاوتی (در بین فعالان مستقر در اردوها و در طول رودخانه) درباره معنای کنش بیخشونت وجود داشت که نشاندهنده تنوع نگاه معمول درباره موضوعات پنهانکاری و خرابکاری بود. با وجود همه این تفاوتها، تفاهم گستردهای درباره قصد این سلسله عملیات وجود داشت که عبارت بود از فشار به احزاب پارلمانی به منظور "نجات فرانکلین". جهت این سلسله عملیات و تلاش فعالان در جهت این هدف کوتاهمدت تعیین شدهبود. بااین وجود باید ذکر شود که بعضی موضوعات بلندمدتتر نیز توسط همین عوامل رشدیافت به عنوان مثال تقدیر مردم از طبیعت وحشی و در متن خود عملیات مسدودکردن رودخانه، استفاده از دستگیری دستهجمعی بهعنوان یک تاکتیک بیخشونتی. در نهایت، ساختمان سد پس از رایگیری برای دولت جدید و تصمیم دیوان عالی متوقف شد.
سلسله عملیات دیگر
سلسله عملیات دیگری نیز، چه قبل و چه بعد از فرانکلین، مشی بیخشونتیِ تاکتیکی-کاربردی را بکار گرفتند. مشهورترین سلسله عملیات سالهای اخیر، شامل حرکات ضد جنگ ویتنام، کشمکشهای آزادی مدنی در کوینزلند، اقدامات زنان در روز آنزاک (ANZAC) ، سلسله عملیات مربوط به جنگل همچون حفاظت از دینتری (Daintree) ، جنگلهای گیپزالند شرقی و ولز جنوبی جدید (New South Wales و East Gippsland)، تیمهای اورانیوم در جنوب استرالیا، سلسله عملیات علیه پایگاههای آمریکا (Pine Gap، North West Cape و Nurrungar)، سلسله عملیات "1988 را جشن نگیرید" در دویستمین سالگرد استرالیای سفید، سلسله عملیات ضدبازدید از کشتیهای جنگی اتمی و سلسله عملیات متنوعی از کارگران برای بهبود شرایطشان بودهاند. علاوه بر اینها، بسیاری از اقدامات بیخشونت دیگر نیز در طول تاریخ استرالیا توسط کوریها (بومیان)، زنان، کارگران، دانشجویان و گروههای کنش محلی هدایت شدهاند. در هریک از این سلسله عملیات، انتخاب کنش بیخشونت اکثرا پاسخی مستقیم به شکست وسایل سنتی، همچون لابیکردن، بودهاست.
خرابکاری، پنهانکاری و ارتباط با پلیس
بعضی از معتقدان به بیخشونتیِ کاربردی بهعلت پایبندی به بعضی اصول آنرا ناتوان میدانند؛ این موضوع بیشتر از همه در دیدگاههای متنوعی که نسبت به خرابکاری، پنهانکاری و ارتباط با پلیس وجود دارد نمایان میشود.
بعضی گروهها، بیخشونتیِ خود را محدود به انسانها میدانند و اعتقاد دارند که خرابکاری یا تخریب تجهیزات توجیهپذیر است. این قضیه گاهی صادق است، برای مثال وقتی که علاقه بسیار زیادی به جلب توجه عمومی وجود داشتهباشد. برای مثال در اقدامات نارانگار (Nurrungar) در 1989، بسیاری از فعالان میخواستند تا حصارها را قطع کنند، عدهای میخواستند به تاسیسات اصلی مجتمع صدمه بزنند و برخی به دنبال تخریب اموال پلیس بودند.
بسیاری از فعالان استدلال میکردند که زمان زیادی برای جلب توجه عموم به منظور حفاظت از قسمتهای باقیمانده طبیعت غارتشده باقینماندهاست. اجرای عملیات "آچار میمون" (تخریب عمدی ماشینها و ابزارها) در واقع، پاسخی به این استدلال بود. این عمل باعث بروز بحثهای بسیاری درباره مشروعیت عمل میانگروههای بیخشونت شد. کسانی که بهعلت تعهد ایدئولوژیک به بیخشونتی وفادار بودند آنرا غیرقابلقبول میدانستند در حالیکه دیگران غیرقابل استفادهکردن درختان، قطع سیمهای برق و تخریب ماشینهای چوببری را بهعنوان "دفاع حیاتوحش از خود" مشروع میدانستند. در طول سلسله عملیات به منظور حفظ جنگلهای جنوب شرقی ولز جنوبی، بعضی فعالان، بخصوص در سالهای 1989 و 1990 که فعالان زیادی برای اجرای "عملیات جنگل" موجود نبودند، تعمدا بولدوزرها و دیگر ماشینهای چوببری را تخریب کردند. برای بسیاری از فعالان، پنهانکاری ابزاری ارزشمند است و آنها میتوانند برای پیروزی اقداماتی طراحی کنند که به پنهانکاری تکیهداشتهباشد. در طول سلسله عملیات فرانکلین در 1982 و 1983، پنهانکاری به فعالان اجازه داد تا کارگران چوببری را در قسمتهای تقریبا غیرقابلدسترس جنگل "غافلگیر"کرده، کار آنها را با وقفه مواجه کنند. در سلسله عملیات Daintree در 1983 و 1984، بعضی فعالان توانستند پیش از رسیدن پلیس و کارگران خود را تا گردن در خاک دفن کنند، این موضوع تصویر رسانه ای قدرتمندی از آنان ارائه داد و باعث جلب همکاری بسیاری شد.
سلسله عملیات دیگری هم بودهاند که پنهانکاری را بهشکل کلی یا جزئی نفیکردهاند. کوری (Koori) از 26 ژانویه تا 20 جولای 1972، برای شش ماه متوالی، مبارزهجویانه "خیمه سفارت بومی" را در چمنزار مقابل ساختمان پارلمان در کانبریا (Canberra) بر پا داشت. در حین اقدامات زنان در Pine Gap در نوامبر 1983، تمام تصمیمگیریها در گردهم آییهای بزرگ گروهی در کنار مقر اصلی گرفته میشد. در اقدامات تودهای در جنگلهای جنوب شرقی در 1989، حداکثر جزییات به پلیس ارائه میشد. و در سلسله عملیات جنگل East Gippsland National Estate در اوریل 1990، پلیس کاملا در جریان اقدامات قرار داشت. در این موارد، اقدامات به نوعی طراحی نشدهبودند که پیروزی آنها نیاز به پنهانکاری داشته باشد. در عوض تاکید زیادی روی مشارکت تمامی فعالان در روند تصمیمگیری و، بخصوص در مورد آخر، روی ایجاد رابطه با افراد پلیس وجودداشت. این مشی مستلزم باور به این امر است که مبارزه طلبی آشکار و دعوت به مذاکره اجزای مهم برای دستیابی به هر نوع راه حل در مشکلات مشترک هستند. به هرحال، بسیاری از فعالان درباره رابطه خود با پلیس بیتفاوت هستند؛ آنها پلیس را به سادگی ابزار اولیه سرکوب دولتی میدانند. این دید با قدرت در بین فعالان در نارانگار (Nurrungar) و در جنگلها، اورانیوم و اقدامات کشتیهای جنگی دهه گذشته به چشم میخورد. برای بعضی از فعالان، مواجهه مردم با پلیس بخش مهمی از کنش است. در نارانگار، این قضیه به هنگام استفاده از سربازان ارتشی علیه فعالان به اوج رسید که به نوبه خود باعث ناآرامی مردم و پوشش وسیع خبری حضور ارتش شد. در مقابل، دیگر فعالان متعهد به بیخشونتی تاکتیکی (به دلایل مختلف) تعمدا به بهبود روابط خود با پلیس میپردازند و اعتقاد دارند که این موضوع جنبه ارزشمندی از عملیات آنهاست. بسیاری از تیمهای نجات اردک عضو "آزادی حیوان" و سلسله عملیات East Gippsland در 1990 مثالهای خوبی از این خط مشی هستند.
نزاک=نیروی ارتش استرالیا و نیوزیلند(Australia and New Zealand Army Corps) روز آنزاک: تعطیلی رسمی در استرالیا و نیوزیلند در 25 آوریل است، برای بزرگداشت شجاعت و پایمردی اعضای آنزاک و تمام آنهایی که در جنگ از کشورهایشان پایداری کردند
پارک ملی جنگلهای بارانی گرمسیری در شمال کوینزلند، شامل رود معروف دینتری