4. جدول 1. گونههای بیخشونتی
| عدم مقاومت | عدم مقاومت بنا بر اصول خود، هرگونه خشونت فیزیکی را نفی میکند و بر حفظ اخلاق پافشاری مینماید. شبیه به گرایشهای آمیش (Amish) و منونیت (Mennonite) در مسیحیت. |
| آشتی فعال | رد ایمانی اجبارها و اعتقاد به حسننیت و مصالحه فعال، برای مثال آنگونه که در کویکرها (Quakers) و دیگر گروههای فعال مذهبی دیده میشود. |
| مقاومت اخلاقی | مقاومت اخلاقی فعالانه و با استفاده از ابزارهای صلحآمیز و اخلاقی (همانند آموزش و ترغیب) در برابر شر مقاومت میکند. این روش اساس صلحدوستی غربی بودهاست. |
| بیخشونتی گزینشی | عدم پذیرش شرکت در جنگهای خاص یا انواعی از جنگ، برای مثال جنگهای هستهای |
| مقاومت منفعل | تاکتیکهای بیخشونتی استفاده میشوند چرا که وسایل لازم برای یک رشته عملیات خشونتآمیز موثر موجود نبوده، یا موفقیتآمیز به نظر نمیرسند، برای مثال بسیاری از اعتصابها، تحریمها و حرکتهای ملی عدم همکاری به این رده تعلق دارند. |
| مقاومت صلحآمیز | مقاومتگران صلحجو اعتقاد دارند که روشهای بیخشونت موثرتر از دیگر روشها هستند، برای مثال بعضی از رشته عملیات گاندی در این رده جای میگیرند چرا که بسیاری از پیروان گاندی، افکار او را درونی نکرده بودند. |
| کنش مستقیم بدونخشونت | شرکتکنندگان بیخشونتی را به عنوان اصلی اخلاقی یا روشی کاربردی مینگرند. هدف پیروزی است و نه گفتگو. مثالی از این مورد توسط کنش های Greenham Common ارائه شدهاست. |
|
بیخشونتی
گاندیی (ساتیاگراها) |
ساتیاگراها میخواهد از طریق عشق و کنش صحیح، به حقیقت دست یابد؛ پس محتاج حذف خشونت از خود و از جامعه، سیاست، اقتصاد و محیط است. ساتیاگراهای نمک گاندی، مثالی کلاسیک از این مورد است. |
| انقلاب بدونخشونت | انقلابیها اعتقاد دارند به نیاز برای تغییرات ریشهای فردی و اجتماعی و مشکلات جامعه موجود را ساختاری میدانند. برای مثال رشته عملیات Jayaprakash Narayan و Vinoba Bhave در هند. |
(شارپ، 1971، صص 29-54)