3. کنش بی‌خشونت چیست؟

کنش بی‌خشونت، شیوه‌ای است که از طریق آن مردمی که انفعال و فرمانبرداری را نپذیرفته‌اند، و کسانی که مبارزه را ضروری می‌دانند، می‌توانند مبارزه‌ای عاری از خشونت را آغاز کنند. اقدام بی‌خشونت تلاشی برای دوری‌گزیدن یا نادیده گرفتن مبارزه نیست، بلکه پاسخی است به اینکه چگونه می‌توان نقشی موثر در سیاست داشت، بخصوص این‌که چگونه می‌توان قدرت را به‌صورتی موثر بکار برد. (شارپ، 1973، ص 64)

بی‌خشونتی؛ اقدامات اعتراضی و ترغیب، عدم همکاری و مداخله بدون‌خشونت برای تخریب منابع قدرت حریف را که به منظور ایجاد تغییر طراحی شده‌اند، در برمی‌گیرد.

اعتراض و ترغیب بدون‌خشونت گروهی از روش‌ها هستند که اکثرا״ «اقداماتی نمادین است که از طرف جناحهای مخالف صلح‌جو یا تلاش‌گرانی که در پی متقاعد کردن جناح مخالف خود انجام می شودو فراتر از تجلیات زبانی است. این روش‌ها شامل راه‌پیمایی، شب‌زنده‌داری، رژه‌رفتن،‌ استفاده از پوسترها، تئاترهای خیابانی، نقاشی و میتینگ‌های اعتراضی است.

عدم همکاری – معمول‌ترین روش کنش بدون‌خشونت - شامل متوقف کردن عمدی همکاری با شخص، عمل، موسسه یا کل رژیمی است که فعالان با آن وارد مبارزه شده‌اند. این روش‌ها شامل تهیه محل امن برای پناه‌جویان (Provision of sanctuary) ؛ اعتصاب، تحریم و مقاومت در برابر مالیات (اقتصادی) و تحریم بدنه مشروعیت و انتخابات (سیاسی) است. عدم همکاری سیاسی هم‌چنین شامل عدم فرمان‌برداری مدنی - یعنی «نقض عمدی، آشکار و صلح‌جویانه قوانین خاص، فرمان‌ها، قواعد و موارد مشابهی که به دلایلی نامشروع شناخته شده‌باشند» - نیز می شود.

مداخله بدون‌خشونت گروهی از روش‌ها است که شامل قطع یا انهدام الگوهای رفتاری تثبیت‌شده، سیاست‌ها، روابطی است که برای مبارزه مناسب تشخیص داده‌شوند، یا خلق الگوهای رفتاری جدید، سیاست‌ها، روابط یا موسساتی که ارجح شناخته شوند. انواع روش‌های منهدم کننده شامل اشغال بی‌خشونت یا راه‌بندان، روزه، تلاش برای زندانی‌شدن و ایجاد اضافه بار روی امکانات (مانند دادگاه‌ها یا زندان‌ها) هستند. روش‌های خلق‌کننده شامل تاسیس موسسات جایگزین سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مانند شرکت‌های تعاونی بدون سلسله مراتب، بازار، گروه‌های سرمایه‌گذاری اخلاقی، مدارس جایگزین و تعاونی‌های تبادل انرژی همچون رسانه‌های موازی، شبکه‌های مخابراتی و حمل و نقل است. این نوع از روش‌ها همانی هستند که ادبیات گاندی‌ای از آن‌ها با عنوان برنامه‌های سازنده یاد می‌کند. (شارپ، 1973، صص 109-445)