2. گونه‌های بی‌خشونتی

«بی‌خشونتی» عبارتی چتر‌مانند است که گستره‌ای از روش‌های رویارویی با مشکلات را تحت پوشش قرار می دهد،نقطه اشتراک تمامی این روش ها اینست که خشونت، لااقل در برابر انسان‌های دیگر، نباید به‌کار‌گرفته شود. جین شارپ، بهترین نویسنده نامی در حوزه اقدامات بی‌خشونت، قابل‌درک‌ترین طبقه‌بندی بی‌خشونتی را ارائه ‌کرده‌است؛ که خلاصه‌ی آن را می‌توانید در جدول 1 مشاهده‌کنید.
همان‌گونه که این طبقه‌بندی نشان می‌دهد، معیارهایی که خط مشی های گوناگون بی خشونتی ‌را پشتیبانی می‌کنند، چندان واضح نیستند. این معیارها را شاید بتوان از طریق بررسی دو بعد اساسی اقدام بی ‌خشونت تشخیص داد.

خط افقی (بعد تاکتیکی-استراتژیکی) مشخص‌کننده عمق تحلیل، هدف نهایی و چارچوب زمانی‌ای است که فعالین به‌کار‌می‌گیرند. خط عمودی (بعد کاربردی-ایدئولوژیک) مشخص‌کننده طبیعت سرسپردگی به بی‌خشونتی و مشی درپیش‌گرفته‌شده نسبت به کشمکش‌ها توسط فعالین است: این بخش شامل اهمیت ارتباط وسایل و اهداف و طرز برخورد با حریف است.

معتقدین به اقدامات بدون‌خشونتِ تاکتیکی، از سلسله عملیات کوتاه تا میان مدت برای رسیدن به یک هدف مشخص در یک چارچوب اجتماعی خاص استفاده‌می‌کنند؛ هدف آن‌ها اصلاح است. معتقدین به اقدامات بدون‌خشونتِ استراتژیک، روابط اجتماعی را تحلیل می کنند. تنها به دگرگونی‌های بنیادین در جامعه توجه می‌کنند، به همین دلیل، سلسله عملیات خاص آن‌ها تنها در درون متن یک استراتژی طولانی مدتِ انقلابی هدایت می‌شوند.

معتقدین به بی‌خشونتیِ کاربردی به این‌دلیل از آن استفاده می‌کنند که فکر می‌کنند بی‌خشونتی کاراترین روش موجود در شرایط کنونی است. آن‌ها، کشمکش را به‌عنوان رابطه‌ای میانطرفین درگیر در یک مساله که دارای علائق ناسازگار هستند، تعریف می کنند. و هدف‌شان شکست‌دادن حریف است. معتقدین به بی‌خشونتیِ ایدئولوژیک، این روش را به دلایل اخلاقی انتخاب می‌کنند و به وحدت وسیله و هدف اعتقاد دارند. آن‌ها به حریف به عنوان شریکی در کشمکش نگاه می‌کنند، به این طریق، با رسیدن به یک نقطه تعادل، سعی بر این دارند نیازهای همه تامین شود. حتی اگر پایه‌ای تر نگاه کنیم، آن‌ها ممکن است به بی‌خشونتی، به عنوان یک سبک زندگی نگاه کنند.

برای اختصار، معیارهای زیربنایی این دو بعد در جدول 2 تشریح شده‌اند.

با مراجعه به جدول 2 و بررسی وضعیت فعالان هر گروه مطرح‌شده در جدول و روش های آنها، می‌توان گرایش افراد یا گروه‌ها را تشخیص‌داد. برای مثال، تقریبا تمام سلسله مبارزاتی که در استرالیا ترتیب داده‌شده‌اند (همانند سلسله عملیات رودخانه فرانکلین) در رده تاکتیکی-کاربردی جای می‌گیرند. بیشتر سلسله عملیات مبتنی بر دیدگاه مسیحی (همانند تحریم اتوبوس‌های مونتگومری توسط مارتین لوتر کینگ پسر) نمونه‌هایی مناسب از رده تاکتیکی-ایدئولوژیک هستند. انتفاضه فلسطین شاید بهترین مثال معاصر از بی‌خشونتیِ استراتژیک-کاربردی باشد و بسیاری از اقدامات گاندی (‌از جمله ساتیاگراهای نمک) را نیز می‌توان به‌وضوح در رده استراتژیک-ایدئولوژیک جای داد.

تعهد فعالان و ماهیت سلسله عملیات خاص را می‌توان براساس جایگاه‌شان نسبت‌به هر کدام از معیارهای مطرح‌شده، به شیوه‌ا‌ی تصویری در جدول شبیه به ماتریکس روبرو نیز سنجید. آن‌ها می‌توانند در هر یک از چهار خانه ماتریکس قرار گیرند، نزدیکی یا دوری به هر یک از محورها و همین‌طور فاصله‌‌ی آن‌ها از مرکز، نوع سلسله‌عملیاتِ بی‌خشونتی را روشن می‌کند.

اکنون به بررسی استفاده از بی‌خشونتی تاکتیکی و کاربردی می‌پردازیم و ارتباط مهم میان هدف و وسیله را مورد توجه قرار می‌دهیم. سپس انواع توجیه‌های مسیحی برای بی‌خشونتی و نیز تصور گاندی از آن را بررسی می‌کنیم، این نظریات بیشتر تئوری‌های پایه برای فلسفه عملی بی‌خشونتی ایدئولوژیک (یا مبتنی بر ایمان) را مطرح می‌کنند. در ادامه، به بحث درباره اهمیت تحلیل ساختاری برای درک استفاده از اقدام بی‌خشونت به عنوانشیوه عمل خواهیم پرداخت. در نهایت، بحث با بررسی پویایی بی‌خشونتی ایدئولوژیک و تحلیل اصلی‌ترین دلایل پای‌بندی به آن،به عنوان شیوه‌ی زندگی، پایان ‌خواهد‌گرفت.